السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
951
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
گويم : اسماعيلى در « المدخل » نقل كرد كه عكرمه نزد ايوب ياد شد و اين كه نماز را خوب انجام نمىدهد ، ايّوب گفت : مگر نماز مىخواند ؟ از هشامبنعبداللَّه مخزومى نقل شده : شنيدم ابنابوذيب مىگفت : عكرمه ثقه نبود و من او را ديدم . به نقل از مطرف : مالك ذكر عكرمه را نمىپسنديد و عقيده به روايت از او نداشت . جريربنحازم از ايوب نقل كرد كه گفت : نزد عكرمه مىرفتيم ، او سوگند مىخورد كه برايمان حديث نگويد ؛ امّا ما به سوگند او اميدى نداشتيم . مردى اين مطلب را به او گفت ، پاسخ داد : حديث گفتن من براى شما كفارهى آن است . » « 1 » عينى گفت : « هفتم : در صحيح ، گروهى هستند كه بعضى از متقدّمين آنان را جرح كردهاند . و اين حمل شده بر اينكه جرح آنان به شرط او ثابت نشده است . و عيب ثابت نمىشود مگر اينكه علّت آن نزد عموم تفسير و تبيين شود . و ابنصلاح مثال آن را عكرمه دانسته ، و اسماعيلبن ابواويس ، و عاصمبنعلى و عمروبنمرزوق ، و ديگران . گفت : مسلم به سويدبنسعيد احتجاج كرد و به گروهى از آنان كه طعن دربارهشان شهرت يافت ، گفت : و اين امر دلالت دارد بر اين كه آنان عقيده داشتند كه جرح پذيرفته نمىشود مگر اينكه علّتش تفسير شود . گويم : جرح دربارهى آنان تفسير شده است . امّا دربارهى عكرمه ، ابنعمر به نافع گفت : بر من دروغ مبند آنگونه كه عكرمه بر ابنعبّاس دروغ مىبست . و مجاهد و ابنسيرين و مالك او را تكذيب كردند . و احمد گفت : مذهب خوارج صفريه را داشت . و ابنمدينى گفت : مذهب نجدة را داشت . و گفته مىشود : مذهب سيف را داشت و جمهور او را ثقه دانسته و به او احتجاج كردند و شايد كه او مبلّغ صفريه نبود . » « 2 » سيوطى در « الأوائل » گويد : نخستين كسى كه در مغرب به مذهب صفريه
--> ( 1 ) . تهذيبالتهذيب 7 / 234 . ( 2 ) . عمدةالقارى - المقدمات 1 / 8 .